» تمامی کالاها و خدمات این فروشگاه ، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه میباشند و فعالیتهای این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است .
بررسي تاثير شيوه‌هاي فرزند پروري بر رشد اجتماعي كودكان م.حضوربخش 1394/10/25 دسته بندی : روانشناسی 0

موضوع :

بررسي تاثير شيوه‌هاي فرزند پروري بر رشد اجتماعي كودكان

رشته روان شناسي گرايش كودكان استثنائي


حاوی 87 صفحه و 5 فصل با موضوع:

بررسي تاثير شيوه‌هاي فرزند پروري بر رشد اجتماعي كودكان

چكيده :

در پژوهش‌ حاضر به بررسي تاثير شيوه‌هاي فرزند پروري بر رشد اجتماعي كودكان پرداخته شده است . در پژوهش تعداد 60 نفر به عنوان گروه نمونه به شكل انتخاب در دسترس دبستان كيمياي سعادت منطقه 3 تهران انتخاب شده است.

 براي سنجش روش فرزند پروري از آزمون بامريند و براي سنجش رشد اجتماعي كودكان از آزمون وايلند استفاده گرديده است و بدين منظور هر دو آزمون توسط والدين پاسخ داده شده است و داده هاي آماري بدست آمده توسط روش‌هاي آماري توصيفي و استنباطي محاسبه گرديده است .

 نتايج پژوهش حاكي از آن است كه در بين سه سبك فرزند پروري ( مستبدانه ، سهل گيرانه ، آزاد منشانه ) فقط بين سبك فرزند پروري آزاد منشانه با رشد اجتماعي ارتباط معناداري وجود دارد . به اين معنا كه انتخاب سبك فرزند پروري آزاد منشانه از سوي والدين به افزايش رشد اجتماعي كودكان منجر مي شود .

مقدمه :

 خانواده پايه و اساس اجتماع وسلول سازنده‌ي زندگي و حيات بشري است و در وسيع‌ترين مفهوم كلمه ، خاستگاه اصلي اعضاي خويش و پناهگاه آن است . پناهگاهي كه نخستين تجربه‌ي انسان براي « اجتماعي زيستن » در آن صورت مي گيرد . از خانواده است كه فرد بر مي‌خيزد و به خانواده است كه فرد روي مي آورد ، تا در آنجا با گروهي كه با يكديگر پيوندي نزديك و صميمي دارد آرام گيرد .

 خانواده از مهم‌ترين و كهن‌ترين واحدهاي اجتماعي است كه بر نهادي به نام ازدواج بنا نهاده شده است . ( جامعه شناسي مفاهيم كليدي ، قنادان ، مطيع ، 1383)

شيوه‌هاي تربيتي ،كنترل و اداره‌ي كودكان توسط والدين ، بدون شك يكي از مهمترين عوامل به وجود آمدن مشكلات رفتاري كودكان است . اغلب والدين اطلاعات و آشنايي كافي در زمينه‌ي شيوه‌ي برخورد و تربيت فرزندان خود را ندارند و اين امر هم به علت فقر فرهنگي و تربيتي والدين ، سرپرستي ناقص يكي از والدين ، نابساماني‌هاي خانوادگي يا دعوا و جدايي والدين است .

 كودكان در جريان اجتماعي شدن مهر و صحبت ، فداكاري و گذشت ، خشم و نفرت ، حسادت و شك و كينه‌توزي را در كنار والدين و خواهران و برادران خود تجربه مي‌كنند . خانواده آن قدر به هم وابسته‌اند كه هر نوع مشكل يا مساله يك عضو خانواده به طور مستقيم بر زندگي ساير اعضاء تاثير مي‌گذارد .

روان شناسان سالهاست با ابداع روش‌هاي ويژه كوشيده‌اند تاثير خانواده را بر چگونگي رشد شخصيت روشن كنند .( احدي ، جمهوري ، 1380)

در ابتدا ، نوزاد ،‌موجودي است ناتوان متكي به ديگران و اين والدين هستند كه بايد نيازها و احتياجات جسمي و رواني او را تأمين كنند . اما با رشد و نمو جسمي ،ذهني و رواني كودك آرام آرام روند دلبستگي و وابستگي خود را تغيير مي‌دهد و به جاي ديگران فقط به خودش متكي مي شود . ( سيف نراقي ، نادري ، 1380)

 

طرح مسأله :

 زندگي براي انسان از راه تعامل و ارتباط ممكن مي شود و اصلي‌ترين منبع ارتباط والدين هستند خانواده بيش از تمام محيط‌هاي اجتماعي در رشد و تكامل فرد تاثير دارد و كودك بيش از آن كه از اوضاع اجتماع متأثر شود ،تحت تاثير شيوه هاي تربيتي خانواده است .

 والدين به عنوان الگوي فرزندان و خانواده بوده و فرزندان سعي مي نمايند كه اعمال و رفتارشان را با آنها مطابقت دهند( خادمان ، 1383).

 والدين از عوامل مهمي هستند كه به فرزندان كمك مي‌كنند تا از عهده‌ي آن چه كه لازمه‌ي مستقل شدن است برآيند و تبديل به بزرگسالي توانا ،‌ متكي به خود داراي تصوير مثبت از خود شوند . والدين براي بدست گرفتن ابتكار عمل و انجام وظيفه لزوماً اطلاعات خود را هر روز غني‌تر كنند تا بتوانند بر كودكان خود مؤثر واقع شوند . والدين ، بايد بدانند كه كودكان در هر سني توانايي انجام دادن چه كارهايي را دارند و متناسب با توانايي آنها ، از آنها انتظار داشته باشند .( احدي ،محسني ،1376)

پژوهشگران معتقدند رابطه‌هاي والد فرزندي بر جهت يابي‌هاي تشخيص و رشد نيازهاي روان شناختي و ساير خصوصيات فردي تاثير ميگذارد و شيوه‌هاي فرزند پروري والدين در برگيرنده‌ي الگوهاي گسترده‌اي از تربيت كودك و ارزش‌ها و رفتارهاي خاص تربيتي والدين است كه در رشد و شكوفايي فرزندان و هم چنين طرز رفتار فرزندان نفوذ فراواني دارند .( قرباني ، 1383)

 

ضرورت و اهميت پژوهش

شيوه اي كه والدين در مورد تربيت فرزندان به كار مي‌گيرند ، در شخصيت فرزند و ويژگي‌هاي شناختي او تاثير به سزايي دارد . با توجه به اهميت و نقش والدين در تربيت فرزندان و الگوپذيري كودكان ، آشنايي والدين با شيوه‌هاي صحيح فرزند پروري و نحوه‌ي برخورد با كودكان درجهت بهداشت رواني خانواده و يافتن رابطه و تعامل والدين با فرزند خويش ما را بر آن وامي‌دارد كه با بررسي بيشتر اين الگوها ، خانواده‌ها را در قرار گرفتن روند صحيح فرزند پروري ياري دهيم و بهتر كردن شيوه‌هاي فرزند پروري و تربيتي والدين و به دنبال آن رشد اجتماعي بهتر كودكان و به كار بستن روش‌هاي صحيح و برخوردهاي منطقي‌تر از طرف والدين اهميت و ضرورت اين تحقيق را آشكار مي‌سازد .

 اين تحقيق مي‌تواند رابطه‌ي بين شيوه‌هاي فرزند پروري و رشد اجتماعي كودكان را مورد آزمون قرار دهد و اعلام دارد چه روشي در پرورش كودكان به رشد اجتماعي بالاتر مي انجامد .

 

اهداف پژوهش :

اما چگونه شيوه‌هاي فرزند پروري والدين در كيفيت و چگونگي رشد اجتماعي افراد ايفاي نقش مي‌كنند؟

 اينكه بتوان نقش فرزند پروري والدين را در توليد رشد اجتماعي تعيين كرد ، مساله بسياري مهمي است كه اين نكته مي‌تواند گامي درتحقيق اين هدف باشد زيرا كه در اي تحقيق همبستگي بين سبك فرزند پروري و رشد اجتماعي فرزندان مورد بررسي قرار مي‌گيرد كه مي‌تواند مشخصاً رابطه‌ي بين اين دو را بيان كند .

اين كشف رابطه مي‌تواند در مراكز مشاوره مورد استفاده قرار بگيرد ، بدين صورت كه از آن جهت كه يكي از رسالت هاي مراكز مشاوره ايجاد رشد و ارتقاي سلامت در مراجعين است به صورتي كه مي‌توان از اين راه براي زوج‌ها مشخص كرد كه با توجه به روشي كه در تربيت فرزند خود انتخاب مي‌كنند چه تاثيري در شكل‌گيري شخصيت فرزند خود مي‌توانند داشته باشند و اين روش چه نتايجي براي فرزندان در ساختار خانواده به وجود خواهد آورد .

 بدين ترتيب مي‌توان آن‌ها را در جهت اتخاذ روحيات ، باورها و رفتارهايي كه در زمينه شيوه‌ي مناسب و كارآمد است ياري دهند .

 خانواده اولين زمينه‌هاي رشد و تكوين كودك را فراهم مي آورد ، كودك زبان را از افراد خانواده مي آموزد و ارزش‌هاي اخلاقي را از آنان ياد مي گيرد و روابط اجتماعي آينده متاثر از چگونگي روابطش با اعضاي خانواده است .

 گذشته از اين شاهد تغييراتي در افراد از نظر الگوي زندگي خود در طول رشد هستيم كه از يك حالت خودمداري كودكي آغاز و باطي فرايند ازدواج و تشكيل خانواده مجدداً به يك خود مداري « والد مأبانه » منجر مي‌شود و در اين فرايند باز شاهد هستيم كه ويژگي‌هاي محيط خانواده است كه بيشترين ميزان تاثير را در رفتار و تصميم‌گيري‌هاي شخصي دارد .

 از اين نظر پژوهش‌ حاضر مي‌تواند به شناسايي يكي ديگر از تاثيرات اجتماعي خانواده بر قابليت‌هاي فرزندان يعني رشد اجتماعي آنان كمك كند .

 

پرسش پژوهش :

 آيا بين شيوه‌هاي فرزند پروري با رشد اجتماعي كودكان تفاوت معناداري وجود دارد ؟

فرضيه‌هاي پژوهش :

 1- بين شيوه‌هاي فرزند پروري سهل‌گيرانه با رشد اجتماعي كودكان تفاوت معناداري وجود دارد .

 2- بين شيوه‌هاي فرزند پروري مستبدانه با رشد اجتماعي كودكان تفاوت معناداري وجود دارد .

3- بين شيوه‌هاي فرزند پروري آزاد منشانه با رشد اجتماعي كودكان رابطه معناداري وجود دارد .

 

متغيرهاي پژوهشي :

 متغير مستقل : شيوه‌هاي فرزند پروري

متغير وابسته : رشد اجتماعي كودكان

 

تعاريف پژوهشي :

 منظور نحوه‌ي ارتباط و طرز برخورد والدين نسبت به فرزندان و احساسات و علاقه‌ي آن‌ها به يكديگر و چگونگي دخالت يا عدم دخالت آنها در كارهاي مهم و همكاري با فرزندان خود شيوه‌هاي تربيتي در اين پژوهش به سه دسته :

1- سهل گير             2- مقتدرانه              3- استبدادي

تقسيم شده‌اند .( شريعتمداري ، 1376 به نقل از شفيع نصب 1386)

1- شيوه سهل گير

اين والدين از لحاظ كنترل فرزندان در پائين‌ترين سطح قرار دارند و فعاليت خانواده نامنظم و اعمال مقررات اهمال كارانه است و والدين سهل گير در عين حالي كه ظاهراً به كودكان خود حساس هستند ، اما توقع چنداني از آن‌ها ندارند فقدان خواسته‌هاي معقول همراه با خودداري از ارائه دليل و درگيري درگفتگو با كودك همواره از ويژگي‌هاي اين شيوه به شمار مي آيد . در اين خانواده‌ها هيچ ملاك و معياري براي تربيت كودكان وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد بنا به شرايط و مقتضيات دگرگون مي شود .

هرج و مرج حاكم بر خانواده و مشخص نبودن ضوابط ، پيروي از تمايلات را شدت مي بخشد و كودك را از برخورد با واقعيت‌هاي زندگي دور مي سازد و كودكان آنها ، سهل انگار ، خود خواه و بي‌هدف هستند .( شريعتمداري 1384)

 

2- شيوه مقتدرانه

اين والدين سخنوران خوبي هستند و اغلب براي مطيع سازي از استقلال و منطق بهره مي‌جويند و نيز به منظور توافق با كودك ، از ارتباط كلامي استفاده مي‌كنند ، والدين رفتار حمايتي دارند و از مشوق‌هاي مثبت بيشتري استفاده مي‌كنند . در چنين خانواده‌هايي استقلال فردي مورد اهميت مي‌باشد و همچنان كه هر عضو از اعضاي خانواده وظيفه‌اي را بر عهده دارد . از حق و حقوق خاص نيز برخوردار است و ارتباط دوسويه‌اي بين فرزندان با محيط خانواده وجود دارد .( ماسن ، 1370)

 

3- شيوه‌ي استبدادي :

 قوانين در چنين خانواده‌ها ثابت و لازم الاجرا هستند و فرزندان بايد بدون چون و چرا آن را بپذيرند و انجام دهند . والدين بسيار پر توقع بوده و پذيراي نيازها و اميال كودكان نيستند .

 آن‌ها هنگام اعمال رهنمودها دليل ارائه نمي‌كنند و به ندرت به تشويق پاسخ‌هاي كلامي مي‌پردازند و تا آن جا كه ممكن است در برابر استقلال كودكان خود تغيير موضوع نمي‌دهند .

 والدين در اين شيوه نسبت به تلاشهاي كودكان براي حمايت و توجه بي‌تفاوت هستند و به ندرت از تقويت مثبت استفاده مي كنند.( استافورد ، جري به لير ، 1377)

 

رشد اجتماعي :

براي تعريف رشد اجتماعي ابتدا بايد تعريفي از اجتماع بيان نمود . اجتماع مجموعه‌اي از افراد با ويژگي‌هاي متفاوت است در اين اجتماع با تفاوت بسياري كه وجود دارد ، باعث شده است كه براي جلوگيري از مشكل يك سري بايدها و نبايدهايي وجود دارد ، كه باعث شده است كه براي جلوگيري از مشكل يك سري بايدها و نبايدهايي وجود داشته باشد كه به آن‌ها هنجار اجتماعي مي‌گويند و فردي داراي رشد اجتماعي است كه اين بايدها و نبايدها را بدون هيچ اجباري بپذيرد و آن‌ها را رعايت كند و هر چه اين مساله قوي‌تر باشد ، فرد داراي رشد اجتماعي وسيع‌تري است .( روايي ، 1386)


خرید و دانلود | 7,000 تومان
گزارش تخلف به پلیس سایت
مطالب مرتبط